الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

59

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

مىگويد : آن درهم را كج كردم داخل كيسه‌اى انداختم كه چهارصد درهم ، از مردى معروف به خلف بن موسى لؤلؤى داخل آن بود و آن تكّه كرباسى را كه او داده بود داخل كيسه‌اى انداختم كه سى جامه از دو برادر بلخى معروف به پسران نوح بن اسماعيل داخل آن بود . و شيعيان جزوه‌اى را آوردند كه در آن مسائلى بود ؛ هفتاد ورق مهر شده و زير آنها را سفيد گذاشته بودند و هر دو ورق را روى هم نهاده ؛ آنها را سه بسته كرده بودند و هر بسته‌اى را جداگانه مهر كرده بودند و گفتند : اين جزوه‌ها را با خود مىبرى و نزد امام عليه السلام مىروى و جزوه را به او مىدهى و يك شب نزد او مىماند ، فرداى آن شب بگير ، هرگاه ديدى مهرها صحيح است بدون اينكه شكسته شود و جدا شوند مهرها را بشكن و جواب‌ها را ببين اگر بدون شكستن مهرها جواب داده است پس او امام است ؛ مال‌ها را به او بده ، اگرنه اموال ما را برگردان ! ابوجعفر مىگويد : رفتم تا به كوفه رسيدم ، ابتدا به زيارت ( قبر ) اميرالمؤمنين عليه السلام رفتم ديدم درِ مسجد پيرمرد سالخورده‌اى است كه موهاى ابروهايش روى چشمانش افتاده و صورتش به‌قدرى سفيد شده است گويى دانه‌هاى برف پاشيده‌اند و به ديگرى تكيه داده و گروهى اطرافش را گرفته‌اند و از حلال و حرام مىپرسيدند ، او براساس مذهب اميرالمؤمنين عليه السلام ( مطابق نظر شيعه ) جواب مىدهد . من از حاضرانِ نزد وى پرسيدم ، گفتند : ابوحمزهء ثمالى است ، سلام دادم و در كنار او نشستم ، از كار من پرسيد و من وضع خودم را به او گفتم ، از ديدن من خوشحال شد و مرا نزديك خود نشاند و پيشانيم را بوسيد و گفت : اگر تمام دنيا خراب شود اينان ( امامان عليهم السلام ) به حقوق خود نمىرسند